محمد الريشهري
11
دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى )
حسن عسكرى عليه السلام ، به او گفته است : يك شب پس از تولّد صاحب الزمان ، بر او وارد شدم . نزدش عطسه كردم . به من فرمود : « خدايت رحمت كند ! » . نسيم مىگويد : از اين سخن ، خوشحال شدم . به من فرمود : « آيا در بارهء عطسه به تو بشارتى ندهم ؟ » . گفتم : چرا ، مولاى من ! فرمود : « آن تا سه روز ، امان از مرگ است » . « 1 » 1 / 3 : كنيز ابو على خيزرانى 759 . ابو على خيزرانى به محمّد بن يحياى عطرفروش گفت كه : يكى از كنيزانم را به ابو محمّد ، حسن عسكرى عليه السلام ، هديه كردم ؛ امّا هنگامى كه [ امام عليه السلام در گذشت و ] جعفر كذّاب [ به ادّعاى فرزند نداشتن امام ] ، اموال ايشان را غارت كرد ، از دست جعفر گريخت و به نزدم آمد و با او ازدواج كردم . آن كنيز برايم گفت كه در تولّد آقا عليه السلام حاضر بوده است ، و نام مادر آقا ، صقيل بود و ابو محمّد ( امام عسكرى عليه السلام ) ماجراهايى را كه بر سر آنها مىآيد ، به او ( مادر امام زمان عليه السلام ) گفته است . او از امام عليه السلام خواست كه از خداى عز و جل بخواهد مرگ او را پيش از وفات ايشان قرار دهد و در حيات امام عسكرى عليه السلام نيز در گذشت و بر روى لوح بالاى قبر او نوشتهاند : اين ، قبر مادر محمّد عليه السلام است . ابو على مىگويد : و از همين كنيز شنيدم كه مىگفت چون آقا متولّد شده ، نورى ديده كه از ايشان ساطع شده و به كرانهء آسمان رسيده است و نيز پرندگان سفيدى
--> ( 1 ) . كمال الدين : ص 441 ح 11 و ص 430 ح 5 ، الثاقب فى المناقب : ص 203 ح 180 ، إعلام الورى : ج 2 ص 217 ، الصراط المستقيم : ج 2 ص 235 ( با عبارت مشابه ) ، بحار الأنوار : ج 52 ص 30 ح 24 .